سلام به همه اونهایی که ارزش سلام کردن رو دارن
الیسا جون: مرسی عزیزم من هم امیدوارم در مورد ولنتاین هم کاملاً باهات موافقم راستی شما فکر نمیکنید که توقعاتتون از سیاوش یه خورده همچین زیاد باشه که تو کارهایی که بهش مربوط نیست دخالت نکنه؟آخه اون هیچ حرفی به جز اینکه تو کارهای بقیه دخالت کنه نداره که بزنه!
سیاوش: اول از همه اینکه حالا که خودت ادب نداری حداقل قوانین وبلاگ رو رعایت کن وقتی به من میگی غربتی! این تنها اشاره به خودم نمیشه چون یه غربتی هیچوقت نمیتونه توی یه خانواده اصیل بزرگ شده باشه و حتماً تو یه خانواده غربتی بزرگ شده! تو حتی در حد اینم نیستی که بتونی در مورد خانواده من فکر کنی چه برسه به اینکه بخوای بهشون توهین کنی و فقط به این خاطر اینبار ازت میگذرم چون من هم قماش آدمهای بی ادبی مثل تو نیستم!
منظور من از بچه ها فقط دخترها بود! یعنی اینقدر توهم صمیمیت با من ورت داشته که فکر کردی تو رو با اسم بچه ها! خطاب میکنم! حالا از همه اینها هم که بگذریم مگه تو دعای تو فرجی هم هست که از تو التماس دعا داشته باشم!
هرچند که حالا شعور درک کردن موقعیت و بحث رو نداشتی ولی بازم چون ادب حکم میکنه به خاطر دعات ازت تشکر میکنم
و تنها دلیلی هم که باعث شد تو این شروع دوباره وبلاگ برگردم اینجا همین شرایط پیش اومده برای دوستم و خیلی از مشکلات دیگه بود چون فکر میکردم که اگه بخوام با این روال پیش برم تا چند وقت دیگه از غصه میمیرم به همین خاطر تصمیم گرفتم بیام اینجا تا شاید دلقک بازیهای شما پسرها بتونه یه خورده روحیمو عوض کنه و یا حداقل برای چند دقیقه در روز هم که شده از این مشغولیات فکری پیش اومده دورم کنه ولی اینجا نه تنها دلقکی نبود بلکه اونقدر که به حال تو تاْسف خوردم بیشتر از دنیا سیر شدم و حالا اگه این پسرها نخوان برگردن منم انصراف میدم و میرم
من تازگیها در مورد تو به یه نتیجه ای رسیدم اینکه تو چرندیات جواب دادن استعداد خارق العاده ای داری واقعاً بهت تبریک میگم چون همچین چیزی واقعاً هم استعداد خارق العاده می خواد که هر کسی نداره پس از این بابت به خودت افتخار کن من بهت قول میدم اگه تا چند وقت دیگه هم اینجا باشی حتماً بقیه استعدادهاتو هم کشف میکنم
آخه مگه تا حالا از گفتن این چرندیات به جز ضایع کردن خودت از عاجز بودنت تو جواب دادن چیز دیگه ای هم عایدت شده؟!!
تو جواب اون جهتهایی هم که گفتی فقط میتونم اون ضرب المثل قدیمی که میگه:(دیگ به دیگ میگه بشکه!) رو بگم
خدایاااا ببین کی حرف از صداقت میزنه!!! آخه تو که با خودتم صادق نیستی چطور میتونی همچین چیزی به من بگی؟!! اینجاست که شاعر میگه عجب!!!
ببین برای بار هزارم بهت میگم که تنها تفاوت دانشگاه آزاد با دولتی فقط ورودیشونه که اونهایی که می خوان از شهریه دادن معاف بشن میرن مثل تو خودشونو جر میدنو خرخونی میکنن و اونهایی که می خوان جر نخورن میرن دانشگاه آزاد و شهریه میدن!حالا تونستی تفاوتشو بفهمی؟
و اگه بازم نتونستی بفهمی دیگه مشکل از خودته!
در ضمن من حتی تصمیم نداشتم اینجا دانشگاه آزادم برم چون کارهای خیلی مهمتری از این داشتم که باید حتماً انجامشون میدادم ولی به اصرار مامانم الان گرفتارش شدم که منتظرم هر چه زودتر ازش فارغ بشم تا بتونم به کارهام برسم
ولی به کوری چشم تو هم که شده برای ادامه تحصیل به یکی از این دانشگاههای مطرح خارج از کشور میرم
در ضمن اینم یادآور بشم که تو آزادی هر چــــــــــــــــــــــــــــــــــی که دلت می خواد بگی چون اصلاً نظرت اهمیتی نداره پس راحــــــــــــــــــــــــــــــــــــت باش!
خب تو اگه شعور داشتی به کسی که هیچوقت بهت فحش نداده نمیگفتی بیشعور! ولی بازم اصلاً مهم نیست چون قبلاً هم گفتم که نظرت هیچ اهمیتی نداره و فقط محض اطلاع سایرین گفتم
و در مورد رفت و آمدهای پارسال من: وقتی که من پارسال به دلیل زیاد شدن حجم درسهام مجبور شدم برای مدتی از این وبلاگ خداحافظی کنم این آقا بعد از رفتن من! حرفهایی پشت سر من زد که من با خوندنشون تنها عکس العملم این بود که از تعجب دهنم باز مونده بود آخه نمیتونستم باور کنم که همچین آدمهای پست فطرتی هم توی این دنیا زندگی میکنن ولی نه حتی پست فطرت ترین آدمها هم به افراد مورد اتهامشون اجازه دفاع از خودشونو میدن ولی این آقا در صورتی به من اتهام زده بود که من دیگه تو این وبلاگ نبودم! تا بتونم از خودم دفاعی کنم واقعاً حقارت و پست فطرت بودن تا چه حد! که البته همینم بیشترین دلیل شده بود برای برگشتنم به وبلاگ برای همین وقتی که حجم درسهام سبک شد از مدیریت درخواست عضویت کردم ولی ایشون گفتند که این آقا مدتیه از وبلاگ خارج شدن برای همین از اومدن منصرف شدم ولی مدیریت راضیم کردن که خُل و چلهای دیگه ای هم تو این وبلاگ واسه دست انداختن هستند و دهن به دهن شدن با همچین آدمی هم هیچ ارزشی نداره!
حالا اگه خیلی اون موقع از اینکه نبودی افسوس خوردی چرا برنگشتی؟
این جمله آخری هم اصلاً با قیافت سازگاری نداره دیگه از این حرفهای بی ربط از خودت نزن و قبل از هر حرفی یه نگاه به خودت بنداز بعدش متراوش شو!